محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1303
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از دبيران پيمبر خداى گويند : گاهى عثمان براى او مىنوشت و گاهى على بن ابى طالب و خالد بن سعيد و ابان بن سعيد و علاء بن حضرمى . به قولى نخستين كس كه براى او مىنوشت ابى بن كعب بود و در غياب ابى ، زيد بن ثابت مىنوشت . عبد الله بن سعد بن ابى سرح نيز براى پيمبر مىنوشت ، سپس از اسلام بگشت و روز فتح مكه باز به اسلام گرويد . معاوية بن ابى سفيان و حنظلهء اسدى نيز براى او مىنوشتند . سخن از اسبان پيمبر صلى الله عليه و سلم محمد بن يحيى بن سهل گويد : نخستين اسبى كه پيمبر خدا داشت ، اسبى بود كه در مدينه از يكى از مردم بنى فزاره به ده اوقيهء نقره خريد و نام اسب ضرس بود و پيمبر آن را سكب ناميد و اول بار كه بر آن به غزا رفت در احد بود ، در جنگ احد مسلمانان جز اسب پيمبر يك اسب ديگر داشتند كه از ابى بردة بن نيار بود و ملاوح نام داشت . محمد بن عمر گويد : از محمد بن يحيى دربارهء مرتجز پرسيدم گفت : « اسبى بود كه پيمبر از يك عرب خريد و خزيمة بن ثابت شاهد معامله بود و عرب از طايفهء بنى مره بود . » ابى بن عباس گويد : پيمبر سه اسب داشت : لزاز و ظرب و لخيف ، لزاز را مقوقس به او هديه كرده بود ، لخيف را ربيعة بن ابى البرا هديه كرد و پيمبر از شتران غنيمت بنى كلاب به دو داد ، ظرب را قروة بن عمرو جذامى هديه كرده بود .